امروز قبل از اومدن بيتا به كلاس همگي اضطراب داشتيم اضطراب از اينكه نكنه حرفي بزنيم كه بيتا ناراحت بشه يا سئوال بي جايي بپرسيم حتي يكي از بچه ها از استاد اجازه خواست كه بره بيرون چون طاقت نداره حرفاي يه پسري رو كه الان دختر شده رو بشنوه. خلاصه بعد از ارائه كنفرانس محبوبه كه درباره تي اس ها بود و منو از اشتباه در آورد چون فكر مي كردم تي اس ها همان دو جنسي ها هستند اما اينطور نبود.
تي اس ها از نظر جنسيتي مشكل دارند و نه جنسي. پسراي تي اس ذهني كاملاً زنانه دارند اما اندامي مردانه و دختراي تي اس برعكس.
خلاصه بيتا اومد با قدي بلند كفش هاي پاشنه بلند، موهاي رنگ شده و آرايشي حرفه اي اما وقتي حرف زد صداي بمش از گذشته نرينه اش حرف مي زد اسم بيتا قبلاً رضا بوده و شروع كرد به تعريف داستان زندگيش. اينكه از وقتي فهميده به زنها گرايش داره، دوست داره لباساي زنونه بپوشه تو جمعاي زنونه احساس دلبستگي هاي بيشتري مي كنه...
تا اينكه يه سال پيش عمل واژن مي كنه و الان شده يه خانوم به قول خودش وقتي ازش پرسيديم اگه تو جامعه اي آزاد زندگي مي كرد و نگاه سنگين اطرافيان وجود نداشت آيا باز هم اين عمل جراحي رو انجام مي داد جواب داد:" آره حتماً چون من با اين عمل به خودم رسيدم." و خيلي برام جالب بود كه بيتا الان خوشو يه زن كامل مي دونه و تو حرفاش به زن بودنش افتخار مي كنه مي گه دنياي زنانه رو خيلي بيشتر از دنياي مردانه دوست داره.
بيتا دوست داره زندگي مستقلي داشته باشه و يه مرد فهميده اي هم كه شرايطش رو بفهمه در كنارش باشه.